تبلیغات
وبلاگ دانشجویان باغبانی دانشگاه باهنر 90 - ساده...
http://www.up.aghoosh.com/images/Photo-Girl-Little-Model-17.jpg

دم غروب بود وارد داروخانه شدم نسخه ام را تحویل دادم و منتظر بودم تا داروهایم را بدهند که مردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید:
" کرم ضد سیمان دارین؟"
فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخر آمیز گفت : کرم ضد سیمان؟ بله که داریم. کرم ضد تیر آهن و آجر هم دارم حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی؟ اما گفته باشم خارجیش گرونه ها
مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را رو به صورت فروشنده گرفت و گفت:
 از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده، نمی تونم صورت دخترمو ناز کنم. اگه خارجیش بهتره، خارجی بده...



طبقه بندی: عاشقانه،

تاریخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 | 09:58 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.