تبلیغات
وبلاگ دانشجویان باغبانی دانشگاه باهنر 90 - بی تاب...
http://cdn.akairan.com/akairan/akafoto/images/a-ar/20131611505158a.jpg
 
در باز شد...
برپا !... بر جا !
درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم.
بابا نان داد ، ما سیر شدیم...
اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان...
کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود
چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند...
کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم
و در زندگی گم شدیم.
چه زود همه زیبایی ها رنگ باخت...!
در زمانه ی سنگ و سیمان قلب هایمان یخ زد!
نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته...
دیگر باران با ترانه نمی بارد!
اینگونه شد که ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم
زرد شدیم ، پژمردیم...
خشکزار زندگیمان تشنه آب شد...
سال هاست وقتی پشت سرمان را نگاه می کنیم،
جز رد پایی از خاطرات خوش بچگی نمی یابیم،
در ذهنمان جز همهمه زنگ تفریح ، طنین صدایی نیست...!
امروز چقدر دلتنگ "آن روزها" ییم
 و هیچگاه نفهمیدیم ،
 چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم...!؟



طبقه بندی: زیبا،

تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 | 10:03 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.