تبلیغات
وبلاگ دانشجویان باغبانی دانشگاه باهنر 90 - ..................

پدر و مادر یعنی

 
پدر
یعنی: اون کسی که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش
رو دید ماشین رو داد دستش درحالیکه چشمانش پر از گریه بود گفت: حالا تو
موهای منو بتراش.

پدر یعنی: کسی که " نمی توانم" را زیاد در چشمش دیدیم ولی هرگز از زبانش نشنیدیم.

پدر یعنی: اونی که  طعم پدر داشتنو نچشید اما واسه خیلی ها پدری کرد.

پدر یعنی: اونی که کف تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچه اش کف خونه کسی رو جارو نزنه.

پدر یعنی:اونی که هروقت میگفت "درست میشه" تمام نگرانی هایمان به یکباره رنگ میباخت.

پدر یعنی: اونی که وقتی پشت سرش از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره، میفهمی پیر شده !

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده!

وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، می فهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه…

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری.

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد.

به سلامتی تمام پدرها!






مادر یعنی:



وقتی رسیدم از شدت بارون خیس بودم

برادرم گفت: "چرا یه چتر با خودت نمی بری" ؟

خواهرم گفت: "چرا منتظر نشدی تا بارون بند بیاد" ؟

بابا با عصبانیت گفت: فقط بعد از اینکه سرما خوردی می فهمی؟

اما مامانم همانطور که موهام رو خشک می کرد گفت:

بارون نادون...

این است مادر

.......................................

وقتی مریض میشی و پزشک ازت میپرسه : بیماریت چیه؟
منتظر مادرت میشی ... و همیشه جواب دادن رو به اون میسپاری
 ...
چرا که میدونی مادرت همون احساسی رو داره که تو داری
 ...
حتی از خودت بیشتر دردت رو احساس می کنه... !!!

فدای مادر مهربونم 

مادر نوشته میشه...فرشته خونده میشه..



                                                 .... دوستت دارم فرشته ام....


 




طبقه بندی: عاشقانه،

تاریخ : سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : سعید | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.