تبلیغات
وبلاگ دانشجویان باغبانی دانشگاه باهنر 90
[تصویر: 30148956188357531606.jpg]

دلم گرفته  است…

دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز،
نه این دقایق  خوش‌بو،  که روی شاخه‌ی نارنج می‌شود
خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این
گل شب‌بوست،
نه، هیچ‌چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی‌رهاند.
و فکر می‌کنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد…
مهر ماه سال 90 بود که دوران دانشجویی برای ما مهندسین علوم باغبانی شروع شد و خرداد ماه 94 دوران کارشناسی تمام شد ... 4 سال ... با هم گذشته خوب و بد، سخت و آسون، در کنار هم و حالا همه داریم راه متفاوتی از هم رو انتخاب می کنیم ... امیداوارم همه مون مهندس های موفقی باشیم... برای همه
شادی آرزو می کنم.



طبقه بندی: باغبانی،

تاریخ : پنجشنبه 11 تیر 1394 | 01:29 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
http://upload7.ir/imgs/2014-12/67975909706496881770.jpg

مظلوم ترین عاشق دنیا ..

مـــادر

عصاره همه مهربانی ها را گرفتند و

از آن مادر را ساختند.


تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394 | 09:23 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
http://img1.tebyan.net/Big/1389/12/10350631421669241211224215997291156135213.jpg

بر این شب سیه
سپیده می دمد
بهار میرسد
طلوع می شود
به چشمهای شب زده
به قلب های یخ زده
سپیده می دمد
بهار می رسد
دوباره آسمان پر از ستاره می شود
دوباره تک درخت پیر سبز می شود
و باز اشک شوق می چکد ز دیدگان
صدای خنده می رسد به آسمان
دوباره صبح می شود
بهار می رسد
و بهار می رسد
...

(... ان اشاءالله سال خوبی داشته باشیم...)
(و سال خوبی برای هم بسازیم)



تاریخ : جمعه 14 فروردین 1394 | 07:42 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
عکس آدم برفی عاشقانه,عکس های آدم برفی رمانتیک عاشق

خدا نگهدار ای مظلوم ترین فصل ها
ما را ببخش
سرمایت را دیدیم
پاکی و سپیدیت را نه
دلگیری می دانم
یک رنگیت را ارج ننهادیم و
غرق چند رنگی بهار شدیم
ما انسانها همینیم
یک رنگها را دوست نداریم
مبهوت و غرق رنگهای پر ریا می شویم
ما راببخش
ندانستیم
آب رنگ، نقاشی بهاررا از 
قطرات برف و
باران تو
توان کشیدن دارد
ما را ببخش
عطر گل  یخ را
که عطر آگین وجود توست
فراموش کردیم
خدا نگه دار فصل تنهای من
می دانم سال دیگر می آیی
بعد از اشک ریزان پاییز
به پیشواز نه عیدی داری و نه عیدانه ای
ما را ببخش
که ندانستیم
 اگر هیزمی روشن می کند گرمایی را در
خانه مان
این گرما مدیون حضور توست
آدم برفی مهربان با تو معنا می گیرد،
آغوش گرم، با تو تصویر میشود.
ما را ببخش
و خدا نگه دار
مظلوم ترین فصلها
زمستان

ادامه مطلب

طبقه بندی: عاشقانه،

تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393 | 07:37 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
مجموعه عکس از زیبایی های بی نظیر جنگل بامبو در ژاپن

روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم .شغلم را، دوستانم را، مذهبم را و خلاصه تمام وابستگی های زندگی ام را... به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خداوند صحبت کنم و اگر نتوانستم دلیلی برای ادامه ی زندگیم بیابم به آن نیز خاتمه دهم! به خدا گفتم : آیا می توانی دلیلی برای ادامه این زندگی برایم بیاوری ؟ و جواب او مرا شگفت زده کرد .
او گفت : آیا سرخس و بامبو را می بینی ؟
پاسخ دادم : بلی ...
خداوند فرمود : هنگامی که درخت بامبو و سرخس را آفریدم، به خوبی از آنها مراقبت نمودم. به آنها نور و آب و غذای کافی دادم. دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود . من از او قطع امید نکردم . در دومین سال سرخس ها بیشتر رشد کردند و زیبایی خیره کننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبو ها خبری نبود . من بامبو ها را رها نکردم .
در سالهای سوم و چهارم نیز بامبو ها رشد نکردند . اما من از آنها قطع امید نکردم .
در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد . در مقایسه با سرخس بسیار کوچک و کوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید .
5 سال طول کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه کافی قوی شوند . ریشه هایی که بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی بدان نیاز داشت را فراهم می کردند .
خداوند در ادامه فرمود : آیا می دانی در تمام این سالها که تو درگیر مبارزه با سختی ها و مشکلات خودت بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی ؟ من در تمامی این مدت تو را رها نکردم همانگونه که بامبو ها را رها نکردم .
هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن . بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر کدام به نوبه خود به زیبایی جنگل کمک می کنند . زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می کنی و قد می کشی !
از او پرسیدم : من چقدر قد می کشم .
در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد می کند ؟
جواب دادم : هر چقدر که بتواند .
گفت : تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی .هر اندازه که بتوانی .
ولی به یاد داشته باش که من هرگز تو را رها نخواهم کرد . و در هر زمان پشتیبان تو خواهم بود !
پس هرگز نا امید نشو !
آنچه امروز یک درخت را تنومند ، سایه گستر و پر ثمر ساخته است ، ریشه دواندن دیروز بذر آن در تاریکی های خاک بوده است . در هنگامه ی رنج های بزرگ ، ملال های طاقت فرسا ، شکست ها و مصیبت های خورد کننده ، فرصت های بزرگی برای تغییر ، گام نهادن به جلو و تصوری برای خلق آینده ایجاد می شود . ماموریت شما در زندگی بی مشکل زیستن نیست ، بلکه با انگیزه زیستن و امیدوار زیستن است ...

ادامه مطلب چند تا عکس هست که دیدنشون خالی از لطف نیست...

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393 | 07:19 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات

http://www.sott.net/image/7479/bird_cage.jpg

از شیخ بهایی پرسیدند : سخت می گذرد چه باید کرد؟
گفت: خودت که میگویی سخت می گذرد،سخت که نمی ماند...
پس خداراشکر که می گذرد و نمی ماند.



طبقه بندی: زیبا،

تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393 | 06:47 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
http://gol-azin.com/wp-content/uploads/2012/03/%DA%AF%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%A7%D8%BA.jpg

نام فارسی: بداغ

 نام علمی: Viburnum opulus
 نام انگلیسی: Snowball Bush
 نوع گیاه: درختچه
 ارتفاع: 180 – 150 سانتی متر
 گستردگی: 180 سانتی متر
 نیاز نوری: آفتاب کامل ، سایه آفتاب
 شرایط محیطی: خاک اسیدی، خاک قلیایی
 کاربرد: کاشت در حیاط منازل، پارک ها ، ادارات و حاشیه چمنكاری
 توضیحات: درختچه ای با تاج کروی، شاخه های خاکستری روشن نسبتاً صاف خزان کننده، گل ها سفید در گل آذین دیهیمی، نسبتاً کم دوام، نسبت به سرما مقاوم، نیازمند خاک خوب زراعی و آبیاری متوسط می توان در نقاط معتدله و معتدله سرد از آن بهره گرفت.

ادامه مطلب

طبقه بندی: باغبانی،

تاریخ : چهارشنبه 7 آبان 1393 | 07:56 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 3 مهر 1393 | 07:13 ب.ظ | نویسنده : محمدصادق | نظرات
http://www.up.aghoosh.com/images/Photo-Girl-Little-Model-17.jpg

دم غروب بود وارد داروخانه شدم نسخه ام را تحویل دادم و منتظر بودم تا داروهایم را بدهند که مردی وارد شد و با لهجه ای ساده و روستایی پرسید:
" کرم ضد سیمان دارین؟"
فروشنده که انگار موضوعی برای خنده پیدا کرده بود با لحنی تمسخر آمیز گفت : کرم ضد سیمان؟ بله که داریم. کرم ضد تیر آهن و آجر هم دارم حالا ایرانیشو میخوای یا خارجی؟ اما گفته باشم خارجیش گرونه ها
مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آنها را رو به صورت فروشنده گرفت و گفت:
 از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده، نمی تونم صورت دخترمو ناز کنم. اگه خارجیش بهتره، خارجی بده...



طبقه بندی: عاشقانه،

تاریخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 | 10:58 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
طبیعت رنگارنگ اطراف ما (25 عکس)


ادامه مطلب

طبقه بندی: زیبا،

تاریخ : یکشنبه 23 شهریور 1393 | 11:13 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
http://cdn.akairan.com/akairan/akafoto/images/a-ar/20131611505158a.jpg
 
در باز شد...
برپا !... بر جا !
درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم.
بابا نان داد ، ما سیر شدیم...
اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان...
کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود
چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند...
کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم
و در زندگی گم شدیم.
چه زود همه زیبایی ها رنگ باخت...!
در زمانه ی سنگ و سیمان قلب هایمان یخ زد!
نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته...
دیگر باران با ترانه نمی بارد!
اینگونه شد که ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم
زرد شدیم ، پژمردیم...
خشکزار زندگیمان تشنه آب شد...
سال هاست وقتی پشت سرمان را نگاه می کنیم،
جز رد پایی از خاطرات خوش بچگی نمی یابیم،
در ذهنمان جز همهمه زنگ تفریح ، طنین صدایی نیست...!
امروز چقدر دلتنگ "آن روزها" ییم
 و هیچگاه نفهمیدیم ،
 چرا برای بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم...!؟



طبقه بندی: زیبا،

تاریخ : پنجشنبه 13 شهریور 1393 | 11:03 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
http://peyman-gash.loxblog.com/upload/p/peyman-gash/image/0461Faghr.jpg

دیروز کودکی در امتداد کوچه های پر از بی کسی این شهر شلوغ
دست تمنایی به سویی دراز کرد
خالی تر از تمامی آرزوهای کودکانه
دنیا عوض شده است
کودکان به دنبال نان اند و ما به دنبال سراب های دور و دراز ...




طبقه بندی: باحال،

تاریخ : پنجشنبه 23 مرداد 1393 | 06:55 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات


http://www.xum.ir/images/2014/06/02/%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%80_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C_%D8%AD%D8%B1%D9%81_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87_13.jpg

در اوج یقین اگرچه، تردیدی هست

  
 در هر قفسی، کلید امیدی هست

  چشمک زدن ستاره در شب یعنی :

     توی چمدان ماه، خورشیدی هست ...!



طبقه بندی: باحال،

تاریخ : پنجشنبه 23 مرداد 1393 | 06:32 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات


ضرایب دانشگاه سراسری کارشناسی ارشد علوم باغبانی


ردیف

نام درس

ضریب درس در كنكور

علوم باغبانی

1

زبان عمومی و تخصصی

2

2

میوه‌كاری

3

3

خاك‌شناسی و گیاه‌شناسی

2

4

ازدیاد نباتات

2

5

فیزیولوژی و فیزیولوژی بعد از برداشت

2

6

سبزی‌كاری و گل‌كاری

3

 

ادامه مطلب

طبقه بندی: باغبانی،

تاریخ : جمعه 27 تیر 1393 | 11:58 ق.ظ | نویسنده : محمدصادق | نظرات
http://ts1.mm.bing.net/th?id=HN.608011582401416988&pid=15.1&P=0
 
دخترکی دو سیب داشت. سیب کوچک تر را به دوستش داد.
دوستش گفت: کارت را نپسندیدم چرا که در تقسیم، سهم بیشتر را به خودت دادی
 من اگر بودم سیب بزرگ تر را به تو می دادم.
او گفت: پس چرا دلخوری !؟
"تو الان هم سیب کوچک تر را داری..."



طبقه بندی: باحال،

تاریخ : پنجشنبه 26 تیر 1393 | 07:30 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
خواص فوق العاده خاکشیر برای بدن


گروه اینترنتی خورشید


همه ما از مادربزرگ ها یا قدیمی های فامیل درباره خواص صفرابر و ضدعطش خاکشی( که عموم مردم آن را به نام خاکشیر می شناسند) مطالبی را شنیده ایم و نسخه های خانگی و کاربردی را می شناسیم اما تعداد کمی از ما با دیگر خاصیت های این دانه های ریز و خوش تراش سرخ رنگ آشنایی داریم. دانه هایی که نه تنها برای درمان برخی بیماری ها کاربرد دارند بلکه می توانند کیفیت زندگی ما را از این رو به آن رو کنند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: دینی و اجتماعی،

تاریخ : چهارشنبه 18 تیر 1393 | 10:05 ق.ظ | نویسنده : محمدصادق | نظرات



ساده که باشی
همیشه در جیبت شکلات پیدا می شود
همیشه لبخند بر لب داری
 روی جدول های کنار خیابان راه میروی
زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی
آدم برفی که درست میکنی
شال گردنت را به او میبخشی
از کنار گنجشکها آرام میگذری
برای بچه ها شکلک در می آوری
ساده که میشوی
همه چیز خوب می شود
حتی آدم ها ...



طبقه بندی: باحال،

تاریخ : پنجشنبه 5 تیر 1393 | 11:17 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
عکس پروانه و دست aks parvaneh va dast

لحظه ها را دریاب
 چشم
 فردا کور است
 نه چراغیست در آن پایان
 هر چه از دور نمایانست
 شاید آن نقطه نورانی
 چشم گرگان بیابانست


"فروغ فرخ زاد"




طبقه بندی: باحال،

تاریخ : چهارشنبه 4 تیر 1393 | 10:51 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات

کی گفته حیوانات نمی خندند !؟ (23 عکس)

یک روز بدون خنده ،

روزی است که به هدر رفته است ...


"چارلی چاپلین"

(ادامه مطلب رو یادتون نره...لطفا)


ادامه مطلب

طبقه بندی: باحال،

تاریخ : پنجشنبه 22 خرداد 1393 | 11:21 ب.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات
عروسک های آدم برفی کریسمس

گاهی برو ... گاهی بمان

 گاهی بخند ... گاهی گریه كن

 گاهی قدم بزن ... گاهی سكوت كن

 گاهی اعتماد كن ... گاهی ببخش

 گاهی زندگی كن ... گاهی باوركن

 گاهی بزرگ باش ... گاهی كوچك باش

 گاهی چتر باش ... گاهی باران باش

 گاهی همه چیز ... گاهی هیچ چیز


* اما همیشه و همیشه انسان باش *



طبقه بندی: باحال،

تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 | 08:04 ق.ظ | نویسنده : خراسانی | نظرات

آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی، به عزم سیر، از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او.
شیخ احوال بهلول را پرسید; گفتند: او مردی دیوانه است.
گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند.
شیخ پیش او رفت و سلام کرد
بهلول جواب سلام او را داد و پرسید: چه کسی هستی؟
عرض کرد: منم شیخ جنید بغدادی.
فرمود: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟
عرض کرد: آری..
بهلول فرمود: طعام چگونه میخوری؟


عرض کرد: اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم
«بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم
بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود: تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی؟
در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی.
 سپس به راه خود رفت.
مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است.
خندید و گفت: سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید
.
بهلول پرسید: چه کسی هستی؟
جواب داد: شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.
بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟
عرض کرد: آری. سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم.
پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد
.
بهلول گفت: گذشته از طعام خوردن، سخن گفتن را هم نمی‌دانی.

سپس برخاست و برفت.
مریدان گفتند: یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟
جنید گفت: مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.
 
باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن
و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟
عرض کرد: آری. چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که
از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد
.
بهلول گفت: فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد که جنید دامنش را بگرفت و گفت:
ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.
 
بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم.
بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و
اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.
جنید گفت: جزاک الله خیراً!
 
و ادامه داد: در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد وگرنه هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد.
پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.
 
و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد
هیچ بشری [دوست، همسر، فرزند، والدین، همکار، ....] نباشد



تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 03:16 ب.ظ | نویسنده : خانم رشیدی | نظرات

مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند .

وقتی می خواست وارد شود،در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضنون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگان.

ملا از درب دعوت شدگان وارد شد.

در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند.

ملا طبعا از درب دو می وارد شد.

ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود!!!

این داستان حکایت زندگی ماست.

کسانی را به زندگی مان دعوت می کنیم(رابطه هایی را آغاز می کنیم) اما وقتی متوجه می شویم از آنها چیزی عایدمان نمی شود ، رابطه را قطع و افراد را به حال خودشان رها می کنیم.

روابط عاطفی ما چیزی بیشتر از الگوی حاکم بر مناسبات تجاری و اقتصادی نیست.

عشق بر مبنای ترس و ضعف محاسبه گر است.

اگر محبتی می کنیم توقع جبران داریم دوست داشتن های ما قید و شرط و تبصره دارد.

حساب و کتاب دارد .

اگر کسی را دوست داریم به خاطر این است که لیوان نیازمان پر شود .

اگر رابطه ای سود آور نباشد آن را ادامه نمی دهیم

سخن روز : چه ستمگر است انکه از جیبش به تو می بخشد، تا از قلب تو چیزی بگیرد



تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 03:07 ب.ظ | نویسنده : خانم رشیدی | نظرات

خانمی سراغ دکتر رفت و گفت: نمی دانم چرا همیشه افسرده ام و خود را زنی بد بخت می دانم.
چه دارویی برایم سراغ داری آقای دکتر؟

دکتر قدری فکر کرد و سپس گفت:
تنها راه علاج شما این است که پنج نفر از خوشبخت ترین مردم شهر را بشناسی و از خانه هر کدام آنها یک تکه سنگ بیاوری
به شرط اینکه از زبان آنها بشنوی که خوشبخت هستند.

زن رفت و پس از چند هفته به مطب دکتر برگشت، اما این بار اصلاً افسرده نبود.
او به دکتر گفت: “برای پیدا کردن آن پنج نفر، به سراغ پنجاه نفر که فکر می کردم خوشبخت ترینها هستند رفتم
اما وقتی شرح زندگی همه آنها را شنیدم فهمیدم که خودم از همه خوشبخت تر هستم!



تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 03:04 ب.ظ | نویسنده : خانم رشیدی | نظرات

«فورد» میلیاردر معروف آمریکایی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های سازنده انواع اتومبیل در آمریکا بود. وقتی از او پرسیدند:
«اگه فردا صبح که از خواب بیدار می شی, ببینی تمام ثروت خودت رو از دست دادی و دبگه چیزی در بساط نداری, چه کار می کنی؟»

او جواب داد:


دوباره یکی از نیازهای اصلی مردم رو شناسایی می کنم و با کار و کوشش , اون خدمت رو با کیفیت و ارزان به مردم ارائه می دهم
و مطمئن باشید که بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.

نتیجه اخلاقی: یا باید از زندگی دیگران درس عبرت بگیریم یا مجبوریم وسیله ای بشیم برای عبرت گرفتن دیگران



تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 03:02 ب.ظ | نویسنده : خانم رشیدی | نظرات
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.

مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم… حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد…
 


تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست…

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
 
اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛

خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که
 خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.



تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 02:58 ب.ظ | نویسنده : خانم رشیدی | نظرات
تعداد کل صفحات : 19 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.